«لغت نامه دهخدا»
[اَ کَ] (حامص مرکب)بارافگنی. عمل افکندن بار. || بمجاز، بچه زادن : چو تنگ آمدش وقت بارافکنی برو سخت شد درد آبستنی.نظامی.