بارکشی

«لغت نامه دهخدا»

[کَ / کِ] (حامص مرکب) عمل بار کشیدن. مجازاً، تحمل رنج و سختی کردن. (دِمزن) :
باز نگویم که ز خامی بود
بارکشی کار نظامی بود.نظامی.
خشت زنی پیشهء پیران بود
بارکشی کار اسیران بود.نظامی.
|| بردن بار از جایی بجای دیگر که پیشتر نقلیه نامیده میشد. (واژه های فرهنگستان).
-بارکشی تند؛ نقلیهء سریع السیر. (واژه های فرهنگستان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر