باریک تن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ص مرکب) لاغراندام. آنکه اندامی ظریف دارد: و این [ سند ] ناحیتی است گرمسیر و اندر وی بیابانهای بسیار... و مردمان اسمر و باریک تن و دونده. (حدود العالم). [ و مردم سودان ] باریک تن اند و سطبرلب و درازانگشتان و بزرگ صورت. (حدود العالم).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر