«لغت نامه دهخدا»
[رِ سَ] (اِخ) بازاری به بلخ... وی در مهد از باغ می آمد دردی آشامیده و در بازار سعیدی معتمدی را از آن بنده... فرمود تا بزدند... (تاریخ بیهقی چ ادیب، ص159).