«لغت نامه دهخدا»
(ع ص) کهن. کهنه. (غیاث اللغات) (آنندراج) (فرهنگ نظام). پوسیده. تباه شده. (یادداشت مؤلف). مندرس. بال. (ناظم الاطباء). - ثوب بالی؛ لباس کهنه. || پیرگشته. (یادداشت مؤلف).