«لغت نامه دهخدا»
(نف مرکب) شیوه باز. آدمی که بامبول میزند یا بامبول سوار میکند. (فرهنگ لغات عامیانهء جمالزاده). حقه باز. متقلب. دغل. (یادداشت مؤلف). دغل باز. که حقه سوار کند. که تزویر و مکر بکار برد. که رنگ ها برآرد در کارها. که دوز و کلک بکار دارد. کلک باز.