بانژاد

«لغت نامه دهخدا»

[نِ] (ص مرکب) (از: با+ نژاد) نژاده. اصیل. نجیب. نسیب. دارای حسب و نسب :
که از تخمهء تور وز کیقباد
یکی شاه سر برزند بانژاد.فردوسی.
هنرمند و بادانش و بانژاد
تو شادی و این دیگران از تو شاد.فردوسی.
هشیوار و آهسته و بانژاد
بسی نامبردار دارد بیاد.فردوسی.
کسی کش فلاطون به دست اوستاد
خردمند و بادانش و بانژاد.فردوسی.
و رجوع به نژاد و نژاده شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر