باوقار

«لغت نامه دهخدا»

[وَ] (ص مرکب)(1) موقر. وقور. شکوهمند. سنگین. باوقر. باعزت. باتمکین. (آنندراج). گران سنگ. مقابل سبکسر. برابر سبکسار.
(1) - از: با + وقار.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر