«لغت نامه دهخدا»
[یِ نَ] (ع ص، اِ) بائنه. بائن. کمان نرم که زه آن نهایت دور باشد. (آنندراج). || چاه فراخ و ژرف. (از آنندراج) (از منتهی الارب). ج، بوائن. و رجوع به باین شود. || طلاقی که رجعت در آن درست نباشد. و هی فاعله بمعنی مفعوله. (آنندراج) (منتهی الارب). و رجوع به باین شود.