«لغت نامه دهخدا»
[بِ وَ دَ] (مص مرکب) به صدا درآوردن. ترنین. (تاج المصادر بیهقی): ارغا؛ به بانگ آوردن شتر. (تاج المصادر بیهقی). اطنان؛ ببانگ آوردن تشت را. (منتهی الارب). انباض؛ ببانگ آوردن زه کمان. (تاج المصادر بیهقی). انباح؛ ببانگ آوردن سنگ. (تاج المصادر بیهقی). و رجوع به بانگ شود.