بتدریج

«لغت نامه دهخدا»

[بِ تَ] (ق مرکب) کم کم. متدرجاً. تدریجاً. یواش یواش. پایه پایه. (ناظم الاطباء) : اصحاب سلطان همیشه این مراتب را منظور نداشته اند بلکه بتدریج... آن درجات یافته اند. (کلیله و دمنه). || پی در پی. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر