«لغت نامه دهخدا»
[بَ / بِ] (ع مص) زوداشک گردیدن چشم. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). زود ریختن اشک. (از اقرب الموارد). || ویران کردن سیل بند را. (تاج المصادر بیهقی) (از مصادر زوزنی). درانیدن سیل کنارهء نهر را. (آنندراج) (منتهی الارب). بند جوی گشادن. شکافتن سیل دیواره ای را. (از اقرب الموارد). درانیدن توجبه کناره جوی را. (ناظم الاطباء). || صدور. خروج. (دزی). تبثاق. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تبثاق شود.