«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع مص) آب راندن و رفتن آن (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). راندن آب را. (ناظم الاطباء) (آنندراج). برآمدن و روان گردیدن آب(1). || شکافتن ریش را. (ناظم الاطباء). (1) - لازم و متعدی است. (یادداشت مؤلف).