بحور

«لغت نامه دهخدا»

[بُ] (ع اِ) جِ بحر. دریاها. (ترجمهء علامهء جرجانی) :
سبب عزت و سخای تو گشت
زاده و دادهء جبال و بحور.مسعودسعد.
|| جِ بحر، بمعنی وزن شعر. (غیاث اللغات). || آهنگهای موسیقی. و بحورالالحان نام کتابی است. (یادداشت مؤلف). و رجوع به بحر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر