بزده

«لغت نامه دهخدا»

[بَ دَ] (اِخ) شهرکی است [ به ماوراءالنهر ] کم مردم و بسیارکشت وبرز و ایشان را یکی خشک رود است که اندر وی بعضی از سال آب رود و بیشتر آبشان از چاهها و دولابهاست. (حدود العالم). آنرا بزدوه و منسوب بدان را بزدی و بزدوی گویند. قلعهء مستحکمی است در شش فرسخی نسف. و جمعی از فقهاء بزرگ حنفی بدانجا منسوبند. (از معجم البلدان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر