بژرفی

«لغت نامه دهخدا»

[بِ ژَ] (ق مرکب) (از: ب + ژرفی) با تعمق. با بصیرت و آگاهی. با فِراست و زیرکی. (ناظم الاطباء). با احتیاط تمام. (شرفنامهء منیری) :
سپه را بیاری ز سالار خویش
بژرفی نگه دار پیکار خویش.
فردوسی (از شرفنامهء منیری).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر