بستان کار

«لغت نامه دهخدا»

[بِ] (نف مرکب) داین. (واژه های نو فرهنگستان ایران). طلبکار مقابل بدهکار و مدیون و مقروض. (دزی ج 1 ص83).
- بستانکار با وثیقه؛ بستانکاری که طلبش بوسیلهء وثیقه تضمین شده باشد. (فرهنگ فارسی معین).
- بستانکار عادی؛ بستانکاری که وثیقه ندارد و حق تقدمی هم ندارد. غریم. (فرهنگ فارسی معین).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر