بستاوند

«لغت نامه دهخدا»

[بُ / بَ وَ] (اِ) بست. زمین پشته پشته را گویند که کتل و کریوه باشد. (برهان). زمین پشته پشته را گویند که هموار نباشد و این لغت پشته وند بوده یعنی پشته مانند و شین آن با سین تبدیل یافته و بضم اول بهتر از فتح است. (انجمن آرا). زمین پشته پشته را گویند که هموار نباشد. (آنندراج). زمین پشته پشته. (رشیدی). زمین پشته پشته و کتل و گریوه و زمین ناهموار. (ناظم الاطباء). زمین ناهموار که دارای پشته باشد. (فرهنگ نظام).(1)
(1) - اینکه آقای نفیسی در شرح احوال و اشعار رودکی (چ اول ج 3 ص1182) ذیل کلمهء بستاوند با آوردن شاهدی از طیان آن را بمعنی صفهء ساختهء بالای نی ستو آورده اند دارای دو سهو است زیرا اصل کلمه بنابر نقل برهان و صحاح الفرس با نقل بیت طیان (ستاوند) است بمعنی صفه ایکه بیک ستون و یا به ستونها برافراشته باشد. و آقای نفیسی «ب» حرف اضافه را که بر سر کلمهء ستاوند درآمده (بستاوند) «بِ» جزو کلمه خوانده اند و آن اشتباه ببار آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر