بسط

«لغت نامه دهخدا»

[بِ / بُ / بَ سُ] (ع ص، اِ) ناقه ای که بچهء وی را با وی گذارند و باز ندارند، ج، ابساط و بُسُط و بِساط و بضم شاذ است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || یده بسط و بسط مطلق دست او گشاده است و از آنست: یدا الله بسطان؛ یعنی دو دست وی منبسط است. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). دست گشاده. دست گشوده. فراخ دست: یده بسط؛ دست او گشاده است. (منتهی الارب). || ج، بساط. (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 26). جِ بسیط. رجوع به دو کلمهء مذکور شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر