«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (اِخ) (شیخ) ابویزید طیفوربن عیسی بن سروشان بسطامی. ابویزید بسطامی عارف از شهر بسطام است. (منتهی الارب). رجوع به ابویزید و طیفور و ریحانه الادب و تاریخ گزیده چ عکسی 1328 ه . ق. چ1 لندن ص768، و سبک شناسی ج 2ص 185، و اعلام زرکلی و حبیب السیر ج 2 و حکمت اشراق و مزدیسنا تألیف دکتر معین چ1 ص505 شود : بنده بسطامی است و بسیارست حرمت بایزید بسطامی. ابوالفتوح جاجرمی (از کتاب النقص ص96). سوی رندان قلندر، به ره آورد سفر دلق بسطامی و سجادهء طامات بریم.حافظ.