بشرونتن

«لغت نامه دهخدا»

[بَ نِ تَ] (هزوارش، مص مرکب) بلغت زند و پازند بمعنی پرستش کردن باشد. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). بلغت زند پرستیدن. (ناظم الاطباء). هزوارش بشرنتن(1) بیشرونیتن(2). پهلوی بریشتن(3). برشتن. برشته کردن. (یونکر 102) (بندهش 88). و برشتن در متن برهان به «پرستش» تصحیف شده، هزوارش پرستیدن شدونیتن(4) است. (یونکر 282) (از حاشیهء برهان قاطع چ معین). رجوع به بشورفتن شود.
(1) - Bashronetan.
(2) - b (i) shron (i) tan.
(3) - Brishtan.
(4) - sh (a) don (i) tan.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر