«لغت نامه دهخدا»
[بَ عَ] (ع ص، اِ) بُعد. بعید. گویند: منزل بَعَد؛ یعنی بعید. (از اقرب الموارد). منزل دور. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - تنح غیر بَعَد؛ یعنی: نزدیک شو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || جِ باعد مانند خادم و خدم. (از اقرب الموارد). یقال: ما انت منا ببعد و ما انتم منا ببعد ایضاً(1). (منتهی الارب). رجوع به باعد شود. (1) - در اقرب الموارد: ما انتم منا ببعد و انتم منا بَبعِد آمده است.