«لغت نامه دهخدا»
[بَ تَ تَن] (ع ق) ناگاه و یکبارگی و دفعهً. (غیاث). ناگاه و ناگهان. ج، بغتات. (ناظم الاطباء). ناگاه. (آنندراج). ناگاه و بی خبر. (از فرهنگ نظام). ناگهان. (مهذب الاسماء). بناگاه. فجأه. فجأت. ناگاهان. غفلهً. یکمرتبه. ناگاهیان. رجوع به بغت و بغه شود :بغتهً فی شهر رمضان سنه... (تاریخ ابن عساکر ج2 ص104 س8). از سر دلاوری و زور بغتهً دفعهً بر سر ایشان تاخت آوردند. (ترجمهء محاسن اصفهان ص74).