«لغت نامه دهخدا»
[بُ کَ دَ] (مص مرکب)(1) در تداول عامه خشمگین نشستن. چون بت با کبر و مناعت ساکت نشستن. عبوس بودن. ترشروی بودن. درهم کشیدن چهره. (1) - ظ. باید از کلمهء بغ، فغ بمعنی بت و خدا باشد.