«لغت نامه دهخدا»
[بَ قَ / بَ] (ع مص) فرومانده شدن کسی از دیدن دور. (ناظم الاطباء). فرومانده بینایی شدن از دیدار دور. || مانده گردن. (منتهی الارب). مانده شدن. (آنندراج). و رجوع به بَقْر شود.