«لغت نامه دهخدا»
[بَ رَ] (ع اِمص)(1) دوشیزگی. (ناظم الاطباء) (غیاث) (آنندراج). و رجوع به بکاره شود. - ازالهء بکارت کردن؛ دوشیزگی دختر را ربودن و دخول کردن در وی. (ناظم الاطباء) (آنندراج) : بحجله خانهء غم بکر بود دختر رز نگاه پرده شکاف منش بکارت برد. طالب آملی (از آنندراج). - بکارت گرفتن؛ دوشیزگی دختر را ربودن و دخول کردن در وی. (ناظم الاطباء). بکارت دختر بردن. افتراع. اعتذار. افتضاض. (از منتهی الارب). (1) - در فارسی به کسر اول تلفظ کنند.