بکبکه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ بَ کَ] (ع اِ) ازدحام و آمد و رفت. || (مص) انداختن چیزی را بر یکدیگر. || جنبانیدن. || برگردانیدن متاع. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || بانگ گوسپند ماده بچه را. (منتهی الارب). بانگ کردن گوسپند ماده بچه را. (ناظم الاطباء) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر