«لغت نامه دهخدا»
[بَ کَ] (ع اِ)(1) بامداد. پگاه؛ یقال: سر علی فرسک بکراً کما تقول سحرا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بامداد. (غیاث). || جِ بَکَرَه و بَکْرَه. || چرخهای آبکش. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). و رجوع به بکره شود. (1) - [ بُ کُ ]. (آنندراج).