بلل

«لغت نامه دهخدا»

[بَ لَ] (ع مص) به شدن از بیماری. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بَلّ. بُلول. و رجوع به بل و بلول شود. || مبتلی شدن به چیزی و درآویختن به آن. (منتهی الارب). برخورد کردن و تمایل یافتن به چیزی. (از اقرب الموارد از لسان). || فاجر گردیدن. (منتهی الارب). || ظفر یافتن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). جمع آن را برخی بُلاّن دانسته اند. (از ذیل اقرب الموارد از تاج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر