بنادق

«لغت نامه دهخدا»

[بَ دِ] (ع اِ) جِ بُندُق. گلولهء گلین و مانند آن که می اندازند. یکی آن بندقه. (منتهی الارب) (آنندراج). || هرچیز گلوله مانند :قولنج راستینی پنج نوع است یکی آنکه ثفل در روده ها خشک گردد و بنادق شود برسان پشک اشتر. (ذخیرهء خوارزمشاهی) (از یادداشت مرحوم دهخدا).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر