بند داشتن

«لغت نامه دهخدا»

[بَ تَ] (مص مرکب) مقید بودن. گرفتار بودن : امیر محمد از صدر بزیر آمد و بند داشت... و ما وی را بدیدیم... و گریستن بر ما افتاد. (تاریخ بیهقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر