بن کار خوردن

«لغت نامه دهخدا»

[بُ نِ خُوَرْ / خُرْ دَ](مص مرکب) کنایه از اندیشه نمودن بجهت عاقبت و انتها و پایان کار باشد. (برهان) (آنندراج) (رشیدی) (انجمن آرا) :
تو سر وقت نگه دار بن کار مخور
که فلک نیز در این واقعه سرگردان است.
اثیرالدین اومانی (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر