«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب) بوی افزار. بواوزار. داروهای گرمی که در طعامها ریزند. مانند فلفل و قرنفل و دارچین و امثال آنها. توابل. (فرهنگ فارسی معین). ادویهء حاره را گویند که در طعامها بپزند مانند دارچین و قرنفل و زیره و فلفل که آنها را به فارسی گرم دارو گویند و بوافزا نیز خوانند که بو و رایحهء طعام را بیفزایند و بعربی این داروها را توابل و ابزار گویند(1). (از آنندراج). ادویهء حاره یعنی داروی گرمی که در طعامها ریزند همچو فلفل و قرنفل و دارچینی و امثال آن. (برهان) (از رشیدی) (جهانگیری). ادویه ای مانند فلفل و میخک و دارچینی و ریشه جوز و هیل و گل سرخ وزیره که در طعامها داخل کنند و بتازی توابل گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به بوی افزار شود. (1) - آنندراج بوزا ضبط کرده است ولی صحیح بوزار است.