بوزیدان

«لغت نامه دهخدا»

(اِ) دارویی است که از مصر آورند و بعربی مستعجل خوانند و بجهت فربهی استعمال کنند. اگر با شیر گوسفند یا آرد برنج، حلوا سازند و بخورند بدن را فربه کند. (برهان) (آنندراج). بیخی است سپید، درازتر انگشتی. مبهی و محرک جماع و مسهل زردآب و تریاق سموم و بارد و مفتح سده، جگر و سپرز و مسقط جنین. (منتهی الارب)(1). حجرالذئب(2). خرچکوک. شیرزا. فاوانیا. ابوزیدان. عودالکهنیا. عودالصلیب. عبدالسلام. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). گیاهی است که از آن دارویی بجهت فربهی سازند. مستعجل. مثلب. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به تحفهء حکیم مؤمن و فهرست مخزن الادویه و دزی ج 1 شود.
(1) - در منتهی الارب این کلمه ذیل «ز ی د» آمده و به کسر و فتح زا ضبط شده است.
(2) - Vithamia sommiera.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر