«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع مص) پیش گرفتن و تقدم نمودن. || بشتافتن. || گریختن. || پوشیده شدن. || ستهیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مانده گردیدن. (ناظم الاطباء). || (اِمص) سیر سخت. (منتهی الارب) (آنندراج). || ماندگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). به این معنی به ضم هم آمده. (منتهی الارب). || عجیزه... و منه قوله: عریضه بوص؛ اذا ادبرت. (اقرب الموارد). و رجوع به مادهء بعد شود. || بعد. (اقرب الموارد).