«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (اِ) حصه و بهره. (برهان) (رشیدی) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (جهانگیری). بهره بود. (اوبهی) (حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی) : بچشم اندرم دیده از بون تست بجسم اندرم جنبش از رون تست(1).عنصری. (1) - در فرهنگ اسدی پاول هورن، همین شعر را برای رون بمعنی «بهره» شاهد میآورد و در حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی رون معنی «سبب» میدهد. و من گمان می کنم بون به معنی بهره، سبب و بهر بمعنی «برای» باشد. در فرهنگ اسدی نخجوانی پاول هورن بهر، «بهره» شد بسهو کاتب و معنی حصه که به بون میدهند ظاهراً غلط است. بهره را بمعنی حصه گرفته اند و حصه برای آن مرادف آورده اند. در صورتی که بهره در این جا بمعنی فائده و نفع است. (یادداشت بخط مؤلف).