بها افکندن

«لغت نامه دهخدا»

[بَ اَ کَ دَ] (مص مرکب)بقیمت آوردن. ارزش چیزی را تعیین کردن :ده هزار گوسفند از آن من که بدست وی است میش و بره درساعت که این نامه بخواند در بها افکند و به نرخ روز بفروشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص406).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر