«لغت نامه دهخدا»
[بِ هِ وَ] (ص مرکب)بهشتی وار. بهشتی گونه. مانند بهشتیان : دیده فرودوختم تا نه بدوزخ برد باز نظر میکنم سخت بهشتی وشی.سعدی.