«لغت نامه دهخدا»
(ص مرکب، ق مرکب) بدون تا و چین. رجوع به تا شود. || یکتا. فرد. بی مانند. (فرهنگ فارسی معین). بی عدیل. بی نظیر. بی همال. بی کفو : از لئیمان به طبع بی تایی وز خسیسان بعقل بی جفتی. علی قرط اندکانی.