«لغت نامه دهخدا»
[دِ طَ بَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب)(1) نام یکی از اقسام بیدها که هفده اند و آنرا بیدمشک و بید گربه نیز گویند. نوعی از بید باشد و بعضی بید مشک را بید طبری گویند. و بعضی بید موله را گویند که بید مجنون باشد. به. (برهان). نام درختی که هفده نوع است و آنرا گربه بید نیز خوانند و پنجهء آن چون پنجهء گربه است و گل خوشبوی دارد. (شرفنامهء منیری). نوعی از بید که شکوفهء سرخ دارد. (غیاث). نوعی از بید و در زمستان شاخهای آن بسیار سرخ شود و بجهت تفرج زمستان نیکو است. (فلاحتنامه). و رجوع به جنگل شناسی ساعی ص169 شود. بید بتری. بید سرخ. سرخ بید. بید گربه. گربه بید. طرخون. بید موله. بید مشک. مشک بید. بید مجنون. بهرامه. بان. شاه بید. خلاف بلخی. رجوع به هریک از این نامها در جای خود شود : همچو مستان بصبوحی شده افتان خیزان شاخهای سمن تازه و بید طبری. ظهیرالدین فاریابی (از تاج المآثر). (1) - Salix aegyptiaca.