بی دود

«لغت نامه دهخدا»

(ص مرکب) (از: بی + دود) که دود ندارد. روشن. دور از تیرگی. || مجازاً، زیبا و دور از هر تیرگی و از هر زشتی :
بدو داد شنگل سپینود را
چو سرو سهی شمع بیدود را.فردوسی.
شمع بیدود و نقش بیداغند.نظامی.
رجوع به دود شود.
- آتش بی دود؛ کنایه از شراب. (از یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر