«لغت نامه دهخدا»
[رُ صَ] (ص مرکب) (از: بی + رخصت) بدون اذن. بی اجازه. بی دستوری : در ازل بر جان خاقانی نهادی مهر مهر تا ابد بیرخصت خاقان اعظم برمکن. خاقانی. رجوع به رخصت شود.