«لغت نامه دهخدا»
[رَ] (حامص مرکب) ناروایی. عدم رواج. کساد. بیرونقی بازار. کاسدی : کاسدی و بی روایی از لب و دندانْت بر صدف و درّ و بر شکر زده داری.سوزنی. رجوع به روا شود.