جدول آنلاین
جدول کلمات
سودوکو
هوش و سرگرمی
اپ
کاربران برتر
تماس با ما
ورود
خانه
لغت نامه ها
لغت نامه دهخدا
بیروشی
بیروشی
«لغت نامه دهخدا»
[رَ وِ] (حامص مرکب) بی رَوِشْنی. وی روشنی. بیراهی. بی ادبی. بیرسمی. خلاف ادب.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین
موارد بیشتر
بی روغن سر چرب کردن
بیروم
بیرون
بیرون
بیرون آختن
بیرون آمدگی
بیرون آمدن
بیرون آوردن
بیرون آوریدن
بیرون آهنجیدن