بی سؤال

«لغت نامه دهخدا»

[سُ آ] (ص مرکب، ق مرکب)(از: بی + سؤال) بدون پرسش. (ناظم الاطباء). آنکه از کسی سؤال نکند. (آنندراج).
- بی سؤال و جواب؛ ناگزیر. (یادداشت مؤلف).
|| بدون تمنا و درخواست. (ناظم الاطباء). و رجوع به سؤال شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر