بی ظهیر

«لغت نامه دهخدا»

[ظَ] (ص مرکب) بی یار و یاور. بی پشتیبان : سلطان عزم غزنه کرد و هیبت رایت او دوردست افتاد. امیر ابوالفوارس بی ظهیر و مجیر بماند. (ترجمهء تاریخ یمینی ص391). رجوع به ظهیر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر