«لغت نامه دهخدا»
[بِ یَ قی] (ق مرکب) بی گمان و بدون شک و حتماً و یقیناً. (ناظم الاطباء): استیقان؛ بیقین دانستن. ایقان؛ بیقین دانستن چنانکه هیچ گمانی نماند. (ترجمان القرآن). رجوع به یقین شود.