بیماروانی

«لغت نامه دهخدا»

[مارْ] (حامص مرکب)بیماربانی. بیمارداری. پرستاری. (یادداشت مؤلف): تطلیه؛ بیماروانی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). التمریض؛ بیماروانی کردن یعنی در کار بیمار ایستادن. (مجمل اللغه).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر