پاراب

«لغت نامه دهخدا»

(اِخ) فاراب. پاراو. ناحیتی است [ به ماوراءالنهر ] با نعمت و قصبهء او را کدر خوانند و مردمانی اند جنگی و دلاور و جای بازرگانان است و شهرک سوناخ از وی است. (حدود العالم) :
نیست آن سر، کدوی پاراب است
نه چنان سر، کدوست در پاراب.سوزنی.
و رجوع به فاراب شود.
پاراباز.
(فرانسوی، اِ)(1) قسمی از کمدیهای یونانی که مصنف را در آن به تماشائیان مخاطباتی است.
(1) - Parabase.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر