«لغت نامه دهخدا»
[دَ / دِ] (اِ) پالاد. اسب جنیبت. (اوبهی). اسب کوتل. (برهان) : ابلق ایام را تا برنشیند، میرود سبزخنگ چرخ پیش قدر او پالاده ای. عنصری. || (ص) بدگوی و مفسد و اهل غیبت. (برهان). اهل غیبت و فساد.