پالاده

«لغت نامه دهخدا»

[دَ / دِ] (اِ) پالاد. اسب جنیبت. (اوبهی). اسب کوتل. (برهان) :
ابلق ایام را تا برنشیند، میرود
سبزخنگ چرخ پیش قدر او پالاده ای.
عنصری.
|| (ص) بدگوی و مفسد و اهل غیبت. (برهان). اهل غیبت و فساد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر